تعریفEthics I.Def.31 / 17
جوهر
گزاره رسمی
منظور من از جوهر آن چیزی است که در خود هست و از طریق خود تصور میشود — یعنی آنچه مفهومش بدون نیاز به مفهوم هیچ چیز دیگری قابل شکلگیری است. جوهر از نظر هستیشناختی و مفهومی مستقل است.
به زبان ساده
چیزی را تصور کنید که برای وجود یا فهمیدنی بودنش به هیچ چیز دیگری تکیه نمیکند. برای فهم ذات آن نیازی نیست به چیزی خارج از آن رجوع کنید. این همان چیزی است که اسپینوزا از «جوهر» مراد میکند. خود-ایستاترین چیزی است که میتواند وجود داشته باشد — مقولهی بنیادین کل نظام او.
چرا این نتیجه میشود
این نقطهی آغاز ماست — نخستین تعریفی که کل نظام بر آن بنا خواهد شد.
جوهر هر آنچه است که در خود هست و از طریق خود تصور میشود.
مفاهیم مرتبط
آیا میتوانید در تجربهی روزمره چیزی بیابید که واقعاً برای وجود یا فهمیده شدن به هیچ چیز دیگری نیاز نداشته باشد؟