Skip to content
خانه
باز کردن نقشه
قضیهEthics II.P44 (Corollary II)7 / 18

عقل اشیا را تحت صورتی از ابدیت درک می‌کند

عقل اشیا را تحت صورتی از ابدیت درک می‌کند7
Ethics II.P44

گزاره رسمی

در ذات عقل است که اشیا را تحت صورتی معین از ابدیت (sub quadam aeternitatis specie) درک کند. عقل اشیا را نه به عنوان امکانی بلکه به عنوان ضروری می‌نگرد، و این ضرورت همان ضرورت ذات ازلی خداست.

به زبان ساده

وقتی عقل چیزی را درک می‌کند، آن را به عنوان ضروری و فرازمان درک می‌کند. قضیه‌ی فیثاغورس سه‌شنبه‌ها صادق نمی‌شود — ازلی برقرار است، زیرا از سرشت مثلث‌ها نتیجه می‌شود. عقل، از طریق ساختار خودش، ما را از جریان زمانی تخیل بیرون می‌کشد و با ضرورت ازلی‌ای که در همه چیز جاری است تماس برقرار می‌کند. این عرفان نیست؛ صرفاً آن چیزی است که وقتی علل را می‌فهمید به جای اینکه فقط معلول‌ها را ثبت کنید رخ می‌دهد.

چرا این نتیجه می‌شود

گام ۱ (df-01) ثابت کرد هیچ چیز امکانی نیست. گام ۶ (df-06) عقل را به عنوان قوه‌ی تولیدکننده‌ی ایده‌های تام شناسایی کرد. این گام آن‌ها را به هم وصل می‌کند: درک تام عقل ضرورتاً درک ضرورت است، و آن ضرورت ازلی است. عقل ابدیت را به اشیا نمی‌افزاید — ابدیتی را می‌بیند که همیشه آنجا بوده.

از طریق عقل، ضرورت به جای صرفاً تحمیل‌شده، قابل فهم می‌شود.

فهم چیزی «تحت صورتی از ابدیت» به چه معناست؟ آیا اسپینوزا از فرازمانی صحبت می‌کند، یا از چیزی خاص‌تر؟