آزادی
آزادی نبود تعیّن نیست بلکه عمل کردن از ضرورت ذات خود است — بودنِ علت تام اعمال خود.
بررسی عمیق
اسپینوزا آزادی را بازتعریف میکند. یک چیز آزاد است وقتی از ضرورت ذات خود بهتنهایی وجود دارد و عمل میکند، بدون آنکه علل بیرونی آن را تعیین کنند. خدا/طبیعت مطلقاً آزاد است زیرا هیچ چیز بیرونیای آن را تعیین نمیکند. انسانها میتوانند نسبتاً آزاد شوند با فهم ذات خود و عللی که بر آنها تأثیر میگذارند. هرچه بیشتر بفهمید، بیشتر اعمالتان از ذات خودتان سرچشمه میگیرد نه از فشار بیرونی.
چرا اهمیت دارد
این احتمالاً مهمترین بینش عملی اسپینوزاست. آزادی دربارهی نیروی اراده یا غلبه بر سرشت نیست — دربارهی فهم است. هر بینش اصیلی دربارهی اینکه چرا عاطفه دارید، اندیشه میکنید یا عمل میکنید، آزادی شما را افزایش میدهد. این فلسفه را خود به تمرینی از آزادی تبدیل میکند.
ارجاعات منبع
- Ethics I (Definition 7)
- Ethics IV.P67-P73
- Ethics V