کوناتوس مدت نامعین دارد
گزاره رسمی
تقلایی که یک شیء با آن بقا میجوید هیچ زمان متناهی نمیشامل، بلکه زمانی نامعین. اگر کوناتوس (conatus) محدودیت زمانی درونی داشت، آنگاه به همان قدرت، شیء سرانجام از وجود بازمیایستاد — اما هیچ چیز خودویرانگر نیست (III.P4). بنابراین کوناتوس تاریخ انقضای درونی ندارد.
به زبان ساده
انگیزهی شما برای ادامهی وجود با شمارشگر معکوس نمیآید. اسپینوزا نمیگوید شما جاودانهاید — علل بیرونی سرانجام شما را از پا درخواهند آورد. میگوید هیچ چیز در ذات خود شما پایان شما را برنامهریزی نکرده. تقلا بهطور پیشفرض بیپایان است. مرگ همیشه تهاجم است، هرگز تحقق نیست. این از نظر عاطفی اهمیت دارد: اگر تجربهی تناهی داریم، آن تجربه از برخورد ما با جهان میآید، نه از آگاهی درونی از محدودیتی تعبیهشده.
چرا این نتیجه میشود
از ce-05 (بدون خودویرانگری) و ce-08 (کوناتوس ذات است): اگر تقلا شامل محدودیت زمانی متناهی بود، شیء در نقطهای خود را به قدرت خود نابود میکرد که با III.P4 تناقض دارد. بنابراین کوناتوس نامعین ادامه مییابد مگر آنکه از بیرون مغلوب شود.
کوناتوس نقطهی پایان درونی ندارد؛ فنا فقط از علل بیرونی میآید.
آیا مدت نامعین کوناتوس بدین معناست که آگاهی از مرگ خودمان، بهطور دقیق، همیشه آگاهی از چیزی بیرونی نسبت به ذات ماست؟