هر آنچه هست، در خداست
گزاره رسمی
هر آنچه هست، در خداست، و بدون خدا هیچ چیز نمیتواند باشد یا تصور شود. چون خدا تنها جوهر است (P14) و هر چیز یا جوهر است یا حالت (اصل ۱)، هر چیز موجود یا خداست یا حالتی از خدا. حالات در جوهر وجود دارند و از طریق آن تصور میشوند (تعریف ۵). بنابراین هر آنچه وجود دارد، در خدا وجود دارد.
به زبان ساده
این تز درونماندگاری اسپینوزاست و از نظر دامنه خیرهکننده است. شما، این کتاب، هر ذره، هر ایده — همهی اینها «در خدا» هستند. نه به معنای درون ظرفی بودن، بلکه به معنای تعیّنی از جوهر واحد بودن. هیچ چیز بیرون از خدا نیست، زیرا چیزی بیرون از جوهر نیست، زیرا فقط یک جوهر وجود دارد. این قضیهای است که فلسفهی اسپینوزا را به صورتی از درونماندگاری بنیادین درمیآورد، نه دوگانهانگاری خدا و جهان.
چرا این نتیجه میشود
P14 (gs-13) ثابت کرد خدا تنها جوهر است. اصل ۱ (gs-05) بیان میکند هر چیز یا در خود هست یا در دیگری. هر آنچه جوهر است، خداست؛ هر چیز دیگر حالت است که بنا بر تعریف ۵ (gs-03) در جوهر وجود دارد. پس همهی چیزها در خدایند — جای دیگری برای بودن نیست.
همهی موجودات یا خدا (جوهر) هستند یا حالات خدا — هیچ چیز بیرون از خدا وجود ندارد.
اگر همه چیز «در خدا» است، آیا تمایز میان مقدس و دنیوی، یا طبیعی و فراطبیعی، هنوز معنایی دارد؟