ذهن از تقلای خود آگاه است
گزاره رسمی
ذهن، هم تا آنجا که ایدههای روشن و متمایز دارد و هم تا آنجا که ایدههای مبهم دارد، درصدد بقا در هستی خود برمیآید برای مدتی نامعین، و از این تقلا آگاه است. ذهن ضرورتاً از طریق ایدههای تعیّنات بدن از خود آگاه است، و چون ذاتش کوناتوس (conatus) است (III.P7)، از تقلای خود آگاه است.
به زبان ساده
حالا کوناتوس به چیزی تبدیل میشود که میتوانیم دریابیم. گامهای پیشین تقلا را به عنوان واقعیتی مابعدالطبیعی جهانی ثابت کردند — حتی سنگ هم تقلا میکند. اما انسانها ذهنهایی دارند که ایدههای اجسام پیچیدهاند، و آن ذهنها خودآگاهاند (II.P23). پس ما صرفاً تقلا نمیکنیم؛ میدانیم که تقلا میکنیم. این تقلای آگاهانه ریشهی تمام زندگی عاطفی ذهنی است. ما نوسان قدرت خود را درمییابیم زیرا ذهن از حالت بدن آگاه است، و حالت بدن کوناتوس در عمل است.
چرا این نتیجه میشود
ذات ذهن از ایدههای تام و ناتام تشکیل شده (ce-04، III.P3). بنا بر ce-08، این ذات کوناتوس است. ذهن از طریق ایدههای تعیّنات بدن از خود آگاه است (II.P23). بنابراین ذهن از تقلای خود آگاه است.
تقلای آگاهانه ریشهی ذهنی تمام زندگی عاطفی است.
آیا همین الان میتوانید کوناتوس خود را دریابید — زمزمهی پسزمینهای از تقلا برای بقا؟ چه حالتی دارد، اگر حالتی دارد؟