دو جوهر نمیتوانند یک صفت مشترک داشته باشند
گزاره رسمی
در طبیعت نمیتوان دو یا چند جوهر با صفت یکسان یافت. اگر دو جوهر صفتی مشترک داشتند، نمیتوانستند از طریق آن صفت متمایز شوند؛ و از آنجا که جوهر مقدم بر تعیّنات خود است (P1)، از طریق حالاتشان نیز نمیتوانستند متمایز شوند. بنابراین قابل تمیز نبودند — یعنی واقعاً دو نیستند.
به زبان ساده
اسپینوزا در را بر تعدد جوهر در هر صفت واحد میبندد. فرض کنید ادعا کنید دو جوهر هستند که هر دو «بُعددار»اند. چگونه آنها را از هم متمایز میکنید؟ نه از طریق صفت مشترکشان، و نه از طریق حالاتشان، زیرا جوهر بنیادیتر از هر حالتی است. اگر نتوانید آنها را متمایز کنید، دو جوهر ندارید — یکی دارید. این تنگنای حیاتی در مسیر به سوی وحدتگرایی است.
چرا این نتیجه میشود
از P1 (gs-06) میدانیم جوهر مقدم بر تعیّنات خود است. از تعریف ۳ (gs-01) و تعریف ۴ (gs-02)، هر جوهر از طریق خود و از طریق صفاتش تصور میشود. اگر دو جوهر صفت یکسانی داشتند، نه صفتشان و نه حالاتشان (که مؤخرند) نمیتوانست آنها را متمایز کند و یکی میشدند — نه واقعاً دو.
در هر صفت معین، حداکثر یک جوهر میتواند وجود داشته باشد.
آیا دو جوهر میتوانند برخی صفات مشترک و برخی صفات متفاوت داشته باشند؟ اسپینوزا چه میگفت؟